تبلیغات
حقیقت آرامش بخش و آزار دهندست - نمیتونم منزوی نشم
 
درباره وبلاگ


تو این وبلاگ همه چی میتونی پیدا کنی بقال هیچوقت نمیگه ماستم ترشه

مدیر وبلاگ : پسر خوب
نویسندگان
نظرسنجی
من مطالب وبلاگم را برای خاطر کسی ننوشتم واسه دل خودم نوشتم








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ابزار وبلاگنویسان

حقیقت آرامش بخش و آزار دهندست
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : پسر خوب


قصد بی احترامی ندارم و این مطلب را مینویسم
چون عمرم میان این مردم کج باور حدر شده
و الان دارم به میان سالی میرسم
و هنوز یه قرون ته جیبم نیست و خونه و زندگی ندارم
و هنوز هم دارم همین عمل اشتباهی را میبینم که منو به این روز انداخته
نمیتونم منزوی نشم و نمیتونم با مردمی باشم
که ----- رو از هر چیز مهمتر میدونن
و زن و مال دنیا را بی ارزش
و ----- بودن را ثواب میدونن
و به زن و مال دنیا حتی فکر کردن را اشتباه میدونن
در صورتی که وقتی میخوای ----- بخونی با شرایط کمی قبولت میکنن
ولی وقتی میخوای زن بگیری یا خونه و ماشین بخری
شرط و شروط بسیار سختی واست میزارن و از چندین فیلتر ردت میکنن
تا یه چیز با ارزش نباشه واسه به دست آوردنش شرط نمیزارن
این مردم میگن ----- مهمه و مال دنیا ارزشی نداره
اما تو حرف اینو میگن ولی در عمل کارشون برعکسه
منطق من بهم اجازه نمیده این مردم را قبول کنم
صبح تا شب دولا راست میشن و هر حرفی رو میشنون
واسه خرید چیزایی که بی ارزش میدوننشون

حتما در آخر هم که خریدنشون
چون براشون بی ارزش بودن میزنن و میترکوننشون

مثلا یارو زنش رو به خاطر اینکه
لباسی پوشیده که اندام زیباش کمی پیداس میترکونه

یا یارو چون به طبقاط خونش افزوده میشه خودش رو دنیا دوست میدونه
و یه بمب کار میزاره و چند طبقش رو میاره پایین
یا یارو میبینه ماشین هاش زیاد شدن میترکونتشون
یا یارو میبینه لباساش شیک شدن پاره پارشون میکنه

نمیتونم منزوی نشم و نمیتونم با خانواده ای باشم که
با هم بودن براشون از پولدار شدن مهمتره
ولی وقتی پول کم میاری همین خانواده مسخرت میکنن
و یه قرون هم تو جیبت نمیزارن









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 تیر 1391 10:39 ق.ظ
نویسندش من نیستم کپی پیس کردم
پسر خوببه هر حال برام جالب بود دوست داشتم
پنجشنبه 22 تیر 1391 02:17 ق.ظ
تنهاییم را هیچکس ندید...
خنده ام میگیرد به دل خوششان
خوشم می آید از طعنه های زیبایشان!
که فکر می کنند دروغگو و دیوانه ای بیش نیستم!
که فکر می کنند تمام حرف هایم از هذیان های طفولیتم است...!
درست می گویند!هذیان است...
نه پدر!
نه مادر!
نه...!
همه را دارم اما نه برای خودم برای دیگران...
همه هستند نه برای من برای خودشان...
ولی نبودنشان به از بودنشان!!
پر از درد باشی و هیچکس نباشد؟؟!
پر از زخم باشی و هیچکس نداند؟؟!
دیگر به این زخم ها خو گرفته ام...
بگذار بخندند به حال مسخره ام
بگذار طعنه زنند به نابودیم
بگذار بگویند هستم هر آنچه که نیستم و نفهمیدند!!
روزی می رسد...
روزی می رسد که بر سر مزار خاکی ام اشک می ریزند
آن روز به حالم گریه می کنند نه خنده..
برای حال خرابم آه می کشند نه طعنه..
چه سود؟؟!
دیگر هیچ نیست و نیست!
نه من نه جسمم نه روح مرده ای که همیشه مرده بود
منم و مشتی خاک..
که بعد از مراسمم دوباره تنها می مانم
به راستی که من همیشه تنهایم
وسعت تنهاییم بی انتهاست!!!
پسر خوبتا به حال مطلب کسی اینقدر به دلم ننشسته بو
خیلی بیوتیفول نوشتی گل
پنجشنبه 1 تیر 1391 03:41 ب.ظ
پسر خوببازم مرسی بابت ابراز همدردیت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر